سر صبح گفتن روزنامه در میاد. بعد این خبر رسید. نصف صفحه های رویی هم بسته شد. عصر بود. وسط کار، یک دفعه یه خبر اومد تو مهر ظاهرا با این مضمون که روزنامه درنمی آد. بعد یه جلسه تشکیل شد . بعد گفتن در میاد. بعد دوباره گفتن نه. بعد ... ظاهرا بعدخبر مهر اصلاح شد. به قول بچه ها، دوره "درمیاد در نمیاد" امروز به ۴۵ دقیقه رسیده. هنوز معلوم نیست ۴۵ دقیقه دیگه چی می شه، میاد ...یا نمی آد ... . آی حرص آدم در میاد وقتی یه خبرگزاری یه خبر رو از سایت می کشه بیرون. خب اصلاحیه بزنید.
سر صبح به آقای "پ" گفتم که روزنامه به نظر نمی آد در بیاد. در نمی آد. گفت از کجا می دونی؟ کی گفته؟ گفتم از حس ششم. گفت نمی شه این حس ششم رو با خودت نیاری اینجا؟! به قول خودش: عجب!
این روزا اینکه موضوع چیه یه سوال اساسیه. بعضیا می گن موضوع گرو کشیه.
***
و اما ....
۱
بعضی همسفرها درون خود ما هستند. در مسیر منتهی به هدفمان می توانیم این نوع همسفران را انتخاب و از فکر و چشم و قلبمان مثل زلم زیمبوهای معمول آویزان کنیم. این خانمها و آقایان! ـ دست کم ـ دو دسته اند: می توانیم با خانمها و آقایان! استرس، عصبانیت، اخم و تخم، سر درد، غر و امثالهم همسفر شویم یا با خانمها و آقایان! لذت بردن از مناظر اطراف، حفظ آرامش و ... سفر کنیم. انتخاب فقط با خود ماست. به هر حال همیشه در حرکتیم و در سفر. حالا اسم شما را در کدام لیست وارد کنیم؟
۲
می شه لطفا لبخند بزنید تا دل ما هم واشه؟ امواجش رو می گیریم به خدا.
۳
جشن تولد استاد دات جمعه دوم تیر در کافه تیتر برگزار خواهد شد. این هم خبرش.
