گاهی وقتها شنیدن بعضی جمله ها از فرط بی ربطی اش به زندگی ات باعث خنده می شوند. مثلا "تخم مرغ کلمبوس سرشار از امگا 3 " آن هم وقتی که تا ساعت ۶عصر وقت سر خاراندن نداشته ای چه رسد به نهار خوردن و اگر هم فرصت می کرده ای، نهار شاهانه ات از سوسیس بندری بیشتر نمی توانسته باشد و اگر هم حاضر و آماده می گذاشتندش جلویت، نمی توانستی بخوری. چون دو تا از همکارانت حالشان بد شده. یکی را اورژانس برده بیمارستان، یکی هم رفته خانه. تازه باید گزارشت را در مورد آسیبهای اجتماعی تا شب تحویل دهی. یک دوست قدیمی زنگ زده که چطور شیرخشک یارانه ای بگیره ، مسیج رسیده که 50 هزار تومن داری تا سر برج قرض بدی؟ یکی هم زنگ زده و آبغوره گرفته که من چه بدشانسم و کسی منو درک نمی کنه و خلاصه "هیشکی منو دوس نداره."
یکی از بچه های صفحه بندی گاهی وقتها زمزمه می کنه: یاندیم یاناسان تویوغ آپاران...*
* یک جمله از یک ترانه فولکلور قدیمی آذری به این مفهوم که: "سوزاندی مرا ، بسوزی ای هر آن کسی که مرغ مرا برده ای. "
