از دو درخت جوانی که ۳-۲ سال پیش، وسط میدان هفت تیر جلوی هواکش مترو کاشته شدند، اگر بپرسند دنیا چه طور جایی است، خواهند گفت: جایی که همیشه باد نسبتا شدیدی می وزد.
لابد باید تعاریف ۶میلیارد و خورده ای انسان را کنار هم بگذاریم تا شاید به تعبیر نزدیکتری از دنیای امروز برسیم. اما موضوع فقط این نیست. کمی طول کشید تا یاد بگیرم بر اساس نظرات دیگران نمی شود در مورد کسی قضاوت کرد. شناخت ما از دیگران زیادی ناقص است.
***
اینجی برام یه شعر خوند قشنگ بود. فراموش کردم ازش بپرسم از کیه. ترجمه است:
گلی که امروز می خندد
فرداست که بمیرد
هرآنچه که می خواهیم بماند
ما را می فریبد و می گریزد
شادکامی این جهان چیست؟
آذرخشی که شب را به سخره می گیرد
بس درخشان اما گریزپای.
***
دیروز تو اتوبان مدرس، یک دفعه صدای آواز پیچید. دنبال منبع صدا گشتیم. راننده پیکان کناری بود. زده بود زیر آواز. عجیب هم حس گرفته بود. سرش را با ریتم آواز تکان می داد. خیال بی خیال شدن هم نداشت . فکر می کردی "عجب حوصله ای دارد." "چه دل خوشی دارد."" چقدر باید خوش خوشانش باشد." مسافران می گفتند. درست وقتی راننده تاکسی گفت:"این دیگه چه حالی داره " پیکان پیچید سمت خروجی همت. روی شیشه عقبی اش کاغذی چسبانده بودند که رویش نوشته شده بود: فروشی - مدل ۷۸.
